<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه</PublisherName>
				<JournalTitle>روش شناسی علوم انسانی</JournalTitle>
				<Issn>1608-7070</Issn>
				<Volume>21</Volume>
				<Issue>82</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>x</ArticleTitle>
<VernacularTitle>نقد روش پنهان‌نگاری در کاربست آن برای فلسفه فارابی</VernacularTitle>
			<FirstPage>7</FirstPage>
			<LastPage>31</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">539</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مرتضی </FirstName>
					<LastName>بحرانی</LastName>
<Affiliation>استادیار پژوهشکده مطالعات فرهنگی واجتماعی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>24</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>x</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هرگونه بررسی و پژوهش نیازمند‌ روش است. این ایده اگرچه، ایده‌ای جدید  است، اما گویی در گذشته نیز کاربرد داشته است. پژوهشگران معاصر در بررسی و فهم فلسفه اسلامی کلاسیک تلاش کرده‌اند روش فلاسفه مسلمان در تألیف آثارشان را نیز به بحث بگذارند. در این مقاله تلاش شده است تا یکی از آرای لئو اشتراوس در باب روش فارابی در نگارش آثارش به نقد کشیده شود. اشتراوس در پی بررسی‌های خود در باب فلسفه سیاسی اسلامی به این نتیجه رسیده بود که فیلسوفان مسلمان،‌ و به طور خاص فارابی، به چند دلیل ، نوشته‌های خود را به صورت رمزی و محفلی تألیف کرده‌اند، روشی که از افلاطون به ارث برده‌اند و پس از فارابی به ابن‌میمون نیز سرایت کرده است و بدون دریافت و فهم این روش، نمی‌توان فهم درستی از فلسفة کلاسیک داشت. این درحالی است که این ادعا هم به لحاظ منطق درونی و هم با توجه به شرایط تاریخی عصر فارابی و قصد وی از تألیف اثر، ادعایی مخدوش است</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فارابی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لئو اشتراوس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">‌ پنهان‌نگاری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فلسفه سیاسی کلاسیک</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://method.rihu.ac.ir/article_539_ab7196fd88351d4cd63fdbf69e696756.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه</PublisherName>
				<JournalTitle>روش شناسی علوم انسانی</JournalTitle>
				<Issn>1608-7070</Issn>
				<Volume>21</Volume>
				<Issue>82</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>x</ArticleTitle>
<VernacularTitle>جستاری در مبانی معرفتی «علم العمران»</VernacularTitle>
			<FirstPage>33</FirstPage>
			<LastPage>55</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">540</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>غلامرضا </FirstName>
					<LastName>خدیوی</LastName>
<Affiliation>استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>25</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>x</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">امروزه، بحث درباره «اسلامی کردن» علوم انسانی به یکی از چالش‌برانگیزترین مباحث در آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است؛ به نحوی که در حال حاضر، گسترش این رشته‌ها منوط به پاسخ به «چیستی» و «چگونگی» «علوم انسانی اسلامی» است. نظر به اینکه یکی از رویکردهای کلیدی برای ورود به چنین گفتمانی تبیین مبانی معرفتی چنین رویکردی می‌باشد. مقاله پیش‌رو در پی آن است که با واکاوی مبانی معرفتی در یک نمونه الگویی اولیه(Archetype)  و منحصر به فرد؛ یعنی «علم العمران» راهی را برای ورود به این گفتمان باز کند. پرداختن به مبانی معرفتی یک «علم انسانی» از منظر یک عالم مسلمان کلاسیک، می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد. این مقاله با مراجعه مستقیم به کتاب &lt;em&gt;العبر&lt;/em&gt; و با استفاده از تفسیر درون‌متنی آن نشان می‌دهد که ابن‌خلدون توانسته است به عنوان یک عالم مسلمان مبانی معرفتی «علمی» در حوزه علوم انسانی را پایه‌‌ریزی کند که می‌تواند مبنایی برای گفتمان «علوم انسانی اسلامی» باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علوم انسانی اسلامی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ابن‌خلدون</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مبانی معرفتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علم‌العمران</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://method.rihu.ac.ir/article_540_275ebbb6fd1516adc537cf4916bd4580.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه</PublisherName>
				<JournalTitle>روش شناسی علوم انسانی</JournalTitle>
				<Issn>1608-7070</Issn>
				<Volume>21</Volume>
				<Issue>82</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>x</ArticleTitle>
<VernacularTitle>درآمدی بر نظریه‌ مدیریت تحول در علوم انسانی (با تأکید بر نقش محوری عوامل جامعه‌شناختی)</VernacularTitle>
			<FirstPage>57</FirstPage>
			<LastPage>94</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">541</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مسعود </FirstName>
					<LastName>آذربایجانی</LastName>
<Affiliation>دانشیار پژوهشگاه حوزه و دانشگاه</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید محمد حسین </FirstName>
					<LastName>کاظمینی</LastName>
<Affiliation>پژوهشگر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دانش‌پژوه سطح 4 حوزه علمیه و دانشجوی دکتری دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>x</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">تولید علم، فرایند شکل‌گیری و توسعه مرزهای دانش و نیز چگونگی تغییر و تحولات علمی از مسائلی است که مورد توجه اندیشمندان و فلاسفه علم بوده و دیدگاه‌هایی نیز در این‌باره ارائه شده است. اگر چه می‌توان گفت که امکانِ توسعه، پیشرفت و حتی دگرگونی علم مورد توافقی همگانی است، اما در اینکه این پیشرفت و تحول مدیریت‌‌پذیر است یا خیر، بحث و گفتگو وجود دارد. نوشتار حاضر تلاش می‌کند با نگاهی اجمالی به نظریات پیشرفت علم در ادبیات موجود، با رویکردی قیاسی ـ استقرایی و با استفاده از روش‌های فراتحلیل، نظریه مدیریت تحول در علوم انسانی را تبیین کند. در این نظریه چهارچوب کلان، عناصر کلیدی و مؤثر در تحول علوم انسانی احصاء و با اولویت‌سنجی و وزن‌دهی هر کدام، چگونگی ترابط و تأثیر و تأثر آنها بر یکدیگر در راستای تحول در علوم انسانی بررسی می‌شود. عوامل جامعه‌شناختی، یعنی نهادهای سیاست، اقتصاد، تعلیم و تربیت و رسانه در سپهر ارزش‌های دینی و اصول عقلانی مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار در مدیریت تحول علوم انسانی به شمار می‌آیند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مدیریت علم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نظریه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علوم انسانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علوم انسانی اسلامی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عوامل جامعه شناختی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://method.rihu.ac.ir/article_541_95ae301ef13a8281c5d2835da4bdc600.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه</PublisherName>
				<JournalTitle>روش شناسی علوم انسانی</JournalTitle>
				<Issn>1608-7070</Issn>
				<Volume>21</Volume>
				<Issue>82</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>x</ArticleTitle>
<VernacularTitle>روش تجربی از دیدگاه فیلسوفان مسلمان</VernacularTitle>
			<FirstPage>95</FirstPage>
			<LastPage>121</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">542</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>عسکر </FirstName>
					<LastName>دیرباز</LastName>
<Affiliation>دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه قم</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نرجس </FirstName>
					<LastName>یزدانی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه قم</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>15</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>x</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">منطق ارسطویی حس را، به عنوان نقطۀ شروع هر علم، تنها در همان زمان مشاهده یقین­آور می‌داند. علم حسی در دیگر زمان­ها و درباره موارد مشابه سکوت اختیار می­کند. جزم و یقین نیز در محدودۀ قیاس و روش قیاسی منحصر می­شود و دیگر روش­ها برای کسب اعتبار در نهایت باید به روش قیاسی بازگردانده شوند. علم حسی نیز برای توسعۀ دامنۀ یقین خود، در مسیر کسب اعتبار، روی به سوی قیاس دارد و در این مسیر باید از پل استقرا، قاعده‌الاتفاقی و ... عبور کند تا به جایگاه رفیع تجربه دست یابد و از دولت سر قانون علّیت و فروع آن، به عنوان روشی کارآمد و معتبر در علوم طبیعی به کار گرفته شود. از دیدگاه فلسفۀ اسلامی، تنها در این صورت است که علوم طبیعی می‌توانند به عنوان علومی متقن و قابل تکیه بر خود ببالند و تاج علوم حقیقی را بر سر نهند. این مقاله تلاش می­کند تا مسیر رسیدن حس به غایت روش­شناسی ارسطویی، یعنی یقین، را ترسیم کند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استقرا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تجربه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قاعده الاتفاقی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روش‌ علوم طبیعی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علم طبیعی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مشاهدات</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://method.rihu.ac.ir/article_542_68e0a17ec020a8a442be75c9b2d45625.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه</PublisherName>
				<JournalTitle>روش شناسی علوم انسانی</JournalTitle>
				<Issn>1608-7070</Issn>
				<Volume>21</Volume>
				<Issue>82</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>x</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تعارض دو نگرش در فلسفۀ تکنولوژی و پژواک آن در فضای فکری ایران</VernacularTitle>
			<FirstPage>123</FirstPage>
			<LastPage>142</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">543</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>رهبر </FirstName>
					<LastName>محمود زاده</LastName>
<Affiliation>دانش‌آموختة دکتری فلسفه علم  دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>15</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>x</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">این‌‌ مقاله به بررسی بنیان‌های روش‌شناختی رویارویی دو نحلۀ فکری در باب فلسفۀ تکنولوژی و پژواک این رویارویی در فضای فکری ایران می‌پردازد. دو تن از متفکرانی که آرایشان در حوزۀ عقلانیت نقاد قرار می‌گیرد عبارت‌اند از: عبدالکریم سروش و علی پایا‌. در آن سوی، اندیشمندی که نظریاتش عمدتاً در چهارچوب فلسفۀ هایدگر قرار می‌گیرد، رضا داوری اردکانی است. سمت و سوی مقالۀ حاضر در جهت نقد اندیشۀ پیروان هایدگر است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تکنولوژی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عقلانیت نقاد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پدیدارشناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شهودگرایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پوزیتیویسم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زبان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واقع گرایی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://method.rihu.ac.ir/article_543_acaadfe164f087b0ff831209c4679b9b.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه</PublisherName>
				<JournalTitle>روش شناسی علوم انسانی</JournalTitle>
				<Issn>1608-7070</Issn>
				<Volume>21</Volume>
				<Issue>82</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>x</ArticleTitle>
<VernacularTitle>نظام نوآوری در علوم انسانی</VernacularTitle>
			<FirstPage>143</FirstPage>
			<LastPage>169</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">544</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>آرش </FirstName>
					<LastName>موسوی</LastName>
<Affiliation>عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>02</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>x</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">برنامۀ محوری پژوهش در رویکرد نظام‌های نوآوری مطالعۀ تفصیلی و میان‌رشته‌ای بر روی نهادهایی است که تعاملات آنها با یکدیگر، عملکرد نوآورانه در سطح بخشی، منطقه‌ای یا ملی را معین می‌کند. رویکرد مفهومی نظام‌های نوآوری در سال‌های میانی دهۀ 1980 میلادی از درون حوزۀ مطالعات نوآوری و سیاست‌گذاری علم و فناوری سر بر آورد و با سرعتی حیرت‌انگیز در یک مقیاس جهانی در محافل سیاست‌گذاری و حلقه‌های دانشگاهی جای خود را گشود و موقعیت خود را تثبیت نمود. در این رویکرد کمتر به علوم و فناوری‌های نرم پرداخته شده است و به بیان دیگر، مفهوم نوآوری در این رویکرد به طور تلویحی به ابداعات تجاری شده در قلمرو علوم طبیعی و مهندسی اشاره دارد و علوم انسانی و نوآوری در این علوم را بیرون تصویر می‌گذارد. در مقاله حاضر تلاش می‌شود تا ظرفیت‌های رویکرد نظام‌های نوآوری را برای تحلیل موضوع نوآوری در علوم انسانی جستجو کنیم و ببینیم که این رویکرد چه کمکی در دست‌یابی به درکی بهتر از چالش‌های نوآوری در قلمرو علوم انسانی می‌تواند به ما بکند</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نظام‌های نوآوری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علوم انسانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فناوری‌های نرم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نهاد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تقاضا در علوم انسانی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://method.rihu.ac.ir/article_544_d32767142a875a70290ad6323a3ac00c.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه</PublisherName>
				<JournalTitle>روش شناسی علوم انسانی</JournalTitle>
				<Issn>1608-7070</Issn>
				<Volume>21</Volume>
				<Issue>82</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مشکل رئالیست با معرفتشناسی تکاملی</VernacularTitle>
			<FirstPage>171</FirstPage>
			<LastPage>193</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">941</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علیرضا </FirstName>
					<LastName>منصوری</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه فلسفۀ علم پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">تلقی علم به‌مثابۀ پدیده‌ای زیست‌شناختی در معرفت‌شناسی تکاملی (یا تطوری) متضمن در نظر گرفتن ویژگی‌هایی برای علم است که ممکن است با دیدگاه رئالیست‌ها در مورد صدق نظریه‌های علمی، عینیت آنها و نیز عقلانیت و پیشرفت در سیر تحول علم همخوانی نداشته باشد. مسئله‎‌ای که در این مقاله به آن می‌پردازیم، این است که معرفت‌شناسی تکاملی چه مشکلاتی را برای رئالیست ایجاد می‌کند و آیا رئالیست می‌تواند معتقد به معرفت‌شناسی تکاملی باشد؟ پاسخ اجمالی مقاله این است که رویکرد عقلانیت نقاد، به‌ دلیل تلقی خاصش از عقلانیت، عینیت و نقش صدق درخصوص نظریه‌های علمی، برخلاف رویکردهای موجه‌گرایانه، ظرفیت‌ لازم را برای تلائم و سازگاری دیدگاه رئالیستی و معرفت‌شناسی تکاملی داراست.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معرفت‌شناسی تکاملی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رئالیسم علمی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عقلانیت نقاد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عقلانیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عینیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">صدق</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://method.rihu.ac.ir/article_941_6f0f8a01d80159f5b9fbee9d4cee6c3a.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
