هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی نظریه‏ های سازمان و مدیریت از منظر «وضعیت پساپست‏ مدرن»

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار، گروه مدیریت ، دانشکده علوم انسانی ، دانشگاه طلوع مهر، قم، ایران.

2 عضو هیات علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

چکیده

مقدمه و اهداف: تحولات فکری اواخر قرن بیستم و آغاز قرن بیست‌ویکم نشان می‌دهد که پست‌مدرنیسم، علی‌رغم نقش انتقادی مهم خود در به چالش کشیدن قطعیت‌های مدرنیستی و افشای پیوندهای قدرت و دانش، به‌تدریج با محدودیت‌های نظری و عملی جدی مواجه شده است. تأکید افراطی بر نسبی‌گرایی معرفتی، نفی روایت‌های کلان، و تقلیل واقعیت اجتماعی و سازمانی به متن، گفتمان یا بازی‌های زبانی، موجب شده است که نظریه‌های سازمان مبتنی بر این رویکرد، در تبیین سازوکارهای علّی، ساختارهای پایدار، و الزامات عملی مدیریت با کاستی‌های قابل توجهی روبه‌رو شوند. این محدودیت‌ها به‌ویژه در مواجهه با سازمان‌های معاصر -از جمله سازمان‌های صنعتی پیچیده، بنگاه‌های فناورانه، شبکه‌های فراملی و سازمان‌های دانش‌بنیان- آشکارتر شده‌اند.
در چنین بستری، از اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی، مجموعه‌ای از رویکردها و نام‌گذاری‌های نظری جدید با هدف عبور انتقادی از پست‌مدرنیسم و بازاندیشی در دستاوردها و ناکامی‌های آن پدیدار شده‌اند که ذیل عنوان کلی «وضعیت پسا-پست‌مدرن» قابل صورت‌بندی هستند. این وضعیت نه به معنای بازگشت ساده‌انگارانه به مدرنیته کلاسیک و عقلانیت ابزارمحور آن است و نه ادامه بی‌واسطه پست‌مدرنیسم؛ بلکه کوششی نظری برای تلفیق عقلانیت انتقادی، واقع‌گرایی مشروط، حساسیت تفسیری و ملاحظات هنجاری به شمار می‌آید.
نظریه‌های سازمان و مدیریت، به دلیل پیوند تنگاتنگ با عمل اجتماعی، تصمیم‌گیری، قدرت و اخلاق، ناگزیر از واکنش به این تحول معرفتی و هستی‌شناختی هستند. تحول دیجیتال، جهانی‌شدن، افزایش تنوع فرهنگی، تشدید عدم قطعیت، و بروز بحران‌های اخلاقی و زیست‌محیطی، چارچوب‌های تک‌بعدی و تقلیل‌گرا را ناکارآمد ساخته است. هدف اصلی این مقاله، تحلیل نظام‌مند بنیادهای هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی نظریه‌های سازمان و مدیریت در بستر وضعیت پسا-پست‌مدرن و تبیین امکان شکل‌گیری یک چارچوب تلفیقی و چندبنیانی برای نظریه‌پردازی سازمانی معاصر است.
روش: پژوهش حاضر از حیث هدف، بنیادی و از نظر ماهیت، کیفی، مفهومی و انتقادی است و با استفاده از روش کتابخانه‌ای و تحلیل اسنادی انجام شده است. با توجه به این‌که مسئله اصلی تحقیق، نه آزمون تجربی فرضیه‌ها، بلکه واکاوی تحولات فلسفی و ارزیابی ظرفیت تبیینی رویکردهای نظری در حوزه سازمان و مدیریت است، روش‌شناسی پژوهش بر تحلیل نظری و فلسفی استوار شده است. بدین منظور، در گام نخست، از تحلیل مفهومی برای شناسایی و تبیین مفروضات هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی سه جریان اصلی مدرنیسم، پست‌مدرنیسم و پسا-پست‌مدرنیسم استفاده شده است.
در گام دوم، روش تحلیل تطبیقی به‌کار گرفته شده است تا شباهت‌ها و تفاوت‌های رویکردهای منتخب فلسفی و اجتماعی، از جمله رئالیسم انتقادی روی باسکار، نظریه ساخت‌یابی آنتونی گیدنز، ساختارگرایی تکوینی پیر بوردیو، پراگماتیسم متأخر ریچارد رورتی، اخلاق گفت‌وگویی یورگن هابرماس و تعامل‌گرایی تفسیری برایان فی، در مواجهه با مفاهیمی چون واقعیت، معرفت، کنش، ساختار و قدرت مورد مقایسه قرار گیرد. این تحلیل تطبیقی امکان ارزیابی توان تبیینی و کاربردی هر رویکرد در تحلیل مسائل سازمانی را فراهم می‌سازد.
در گام سوم، از تحلیل گفتمان انتقادی برای بررسی پیامدهای معرفت‌شناختی و هنجاری این دیدگاه‌ها در نظریه سازمان و مدیریت استفاده شده است. این مرحله به روشن شدن دلالت‌های عملی و ارزشی هر چارچوب نظری برای تصمیم‌گیری، مشروعیت و کنش مدیریتی کمک می‌کند. در مجموع، روش تحقیق ترکیبی از تحلیل مفهومی، تطبیقی و انتقادی است که با هدف ارائه چارچوبی تلفیقی و چندسطحی برای نظریه سازمان در وضعیت پسا-پست‌مدرن به‌کار گرفته شده است.
نتایج: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که پست‌مدرنیسم، علی‌رغم دستاوردهای مهم خود در نقد عقلانیت ابزارمحور و افشای پیوندهای دانش و قدرت، در سطح هستی‌شناختی به تضعیف یا تعلیق واقعیت عینی و در سطح معرفت‌شناختی به نسبی‌گرایی افراطی گرایش دارد. این امر در حوزه نظریه سازمان به نادیده‌گرفتن ساختارهای پایدار، مناسبات قدرت نهادینه‌شده و سازوکارهای علّی منجر شده و توان ارائه راهنمای عملی برای مدیریت و سیاست‌گذاری سازمانی را کاهش داده است.
در مقابل، رویکردهای پسا-پست‌مدرن بر پذیرش واقعیتی چندلایه، تاریخی و مستقل از ذهن تأکید دارند؛ واقعیتی که اگرچه شناخت آن همواره ناقص، خطاپذیر و زمینه‌مند است، اما نمی‌توان آن را صرفاً به گفتمان یا تفسیر فروکاست. رئالیسم انتقادی با تفکیک سطوح تجربی، بالفعل و عمیق واقعیت، امکان شناسایی مکانیسم‌های علّی پنهان در سازمان‌ها را فراهم می‌کند. نظریه ساخت‌یابی و ساختارگرایی تکوینی نیز با تلفیق عاملیت و ساختار، سازمان را فرایندی پویا از بازتولید، مقاومت و تحول می‌دانند.
یافته‌ها همچنین نشان می‌دهد که اخلاق گفت‌وگویی هابرماس با تأکید بر عقلانیت ارتباطی و اجماع بدون سلطه، بُعد هنجاری نظریه سازمان را تقویت می‌کند، در حالی که پراگماتیسم و تعامل‌گرایی تفسیری، نظریه را به کنش، حل مسئله و تجربه زیسته نزدیک‌تر می‌سازند. در مجموع، نتایج حاکی از آن است که تلفیق انتقادی این رویکردها، نسبت به هر یک از آنها به‌صورت منفرد، از ظرفیت تبیینی و کاربردی بالاتری برخوردار است.
بحث و نتیجه‌گیری: بحث حاضر نشان می‌دهد که وضعیت پسا-پست‌مدرن را باید نه یک پارادایم منسجم و بسته، بلکه افقی باز برای بازاندیشی انتقادی و تلفیق نظری رویکردهای فلسفی و اجتماعی دانست. سازمان‌های معاصر در شرایطی از پیچیدگی، عدم قطعیت، شتاب فناورانه، تضاد منافع و تنوع فرهنگی فعالیت می‌کنند و تحلیل آنها مستلزم چارچوب‌هایی است که بتوانند به‌طور هم‌زمان به واقعیت‌های مادی و ساختاری، معانی ذهنی و تفسیری، کنش انسانی و ملاحظات اخلاقی توجه کنند. از این منظر، تمرکز یک‌سویه پست‌مدرنیسم بر گفتمان و نسبی‌گرایی معرفتی، برای نظریه سازمان کفایت ندارد.
نتیجه‌گیری اصلی مقاله آن است که مناسب‌ترین چارچوب برای نظریه سازمان و مدیریت در وضعیت پسا-پست‌مدرن، رویکردی چندبنیانی و تلفیقی است. این رویکرد، عناصر رئالیسم انتقادی را برای تبیین ساختارها و سازوکارهای علّی، نظریه ساخت‌یابی و ساختارگرایی تکوینی را برای فهم دیالکتیک ساختار و عاملیت، و اخلاق گفت‌وگویی هابرماس را برای تأمین مشروعیت و بُعد هنجاری کنش سازمانی با یکدیگر ترکیب می‌کند. افزون بر این، بهره‌گیری از پراگماتیسم و تعامل‌گرایی تفسیری، پیوند نظریه با عمل و زمینه فرهنگی را تقویت می‌نماید.
چنین چارچوبی امکان نظریه‌پردازی بازتابنده، میان‌رشته‌ای و کاربردی را فراهم می‌سازد و می‌تواند به‌عنوان مبنایی معتبر برای تحلیل و مدیریت سازمان‌ها در جهان معاصر مورد استفاده قرار گیرد.

کلیدواژه‌ها


باسکار، روی. (۱۳۹۹). واقع‌گرایی انتقادی: فلسفه علم و علوم اجتماعی. ترجمه علیرضا کیانی. تهران: انتشارات علم.
بوردیو، پیر. (۱۳۸۰).نظریه کنش .ترجمه مرتضی مردیها .تهران:نشر نقش و نگار.
توحیدفام، محمد؛ حسینیان امیری، مرضیه. (۱۳۸۸). تلفیق کنش و ساختار در اندیشه گیدنز، بوردیو و هابرماس و تأثیر آن بر جامعه‌شناسی جدید. پژوهش‌نامه علوم سیاسی، دوره ۴، شماره ۳ (۱۵).
تولمین، استیفن. (۱۳۸۶). فهم علم: گفتگویی درباره مبانی فلسفی علم مدرن. ترجمه حسن افشار. تهران: مرکز.
جعفری، محمدحسن (1388)، بررسی تأثیر دیدگاه پست‌مدرن بر نظریه سازمان و مدیریت، نشریه معرفت (پیاپی 137)، شماره2،ص59.
خداوردی، علی و علی حسینی، علی. (۱۳۹۹). امکانات روش‌شناسی ساختارگرایی تکوینی در تحلیل چگونگی ساخته‌شدن اندیشه‌ها. پژوهش سیاست نظری، شماره ۲۷.
دلاوری، رضا. (1404). کاربرد مفاهیم فلسفی در نظریات سازمان ومدیریت، تهران: نشر میراث فرهیختگان.
دلاوری، رضا. (۱۳۷۵). پست‌مدرنیسم یعنی چه؟. فصلنامه حوزه و دانشگاه، شماره ۶، ۷۴-۸۲.
رحمان‌سرشت، حسین. (۱۴۰۲). تئوری‌های سازمان و مدیریت از تجددگرایی تا پساتجددگرایی. تهران: دوران.
رورتی، ریچارد. (1404). فلسفه و آینه طبیعت. ترجمه مرتضی نوری. تهران: شب خیز.
فرخ‌نیا، بهمن. (۱۳۹۷). تحلیلی انتقادی بر رئالیسم انتقادی روی باسکار. فصلنامه فلسفه علم، شماره ۱۰، ۸۱-۱۰۲.
فی، برایان. (۱۳۹۰). پارادایم‌شناسی علوم انسانی. ترجمه مرتضی مردیها. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، دانشگاه امام صادقj.
کالینیکوس، الکس. (1401). نقد پست‌مدرنیسم، ترجمه اعظم فرهادی، نشر ژرف.
کوهن، توماس. (1403). ساختار انقلاب‌های علمی. ترجمه  سعید زیبا کلام . تهران: سمت.
گلابی، فاطمه، بوداقی، علی، و علی‌پور، پروین. (۱۳۹۴). مروری تحلیلی بر تلفیق عاملیت و ساختار در اندیشه پیر بوردیو. پژوهش‌های جامعه‌شناسی معاصر، سال چهارم، شماره ۶.صص ۱۱۷ - ۱۴۳
گیدنز، آنتونی. (۱۳۸۷). ساخت‌یابی و جامعه‌شناسی. ترجمه منوچهر صبوری. تهران: نشر مرکز.
لایون، دیوید. (۱۳۸۳). پسامدرنیته. ترجمه محسن حکیمی. تهران: آشیان.
لیوتار، ژان فرانسوا. (۱۳۸۰). وضعیت پست‌مدرن. ترجمه حسینعلی نوذری. تهران: گام نو.
محمدی، فرزاد، و حسن شمسینی غیاثوند. (1401). مهم‌ترین انتقادات وارده بر پست‌مدرنیسم باتکیه‌بر نگرش جامعه‌گرایان، مجله علوم سیاسی، پیاپی 60 (پاییز 1401)، 64-83.
References
Akker, R. van den, Gibbons, A., & Vermeulen, T. (Eds.). (2017). Metamodernism: Historicity, Affect, and Depth after Postmodernism. Rowman & Littlefield Publishers.
Alvani, S. M., & Hashemian, S. M. H. (2008/1387). “Bāzkhvānī-ye Dānesh-e Sīyāsat-guzārī dar Zamīneh-ye Pūst-modernīsm: Shekl-gīrī-ye Khaṭ-mashī dar ‘Aṣr-e Pūst-modern” [Revisiting Policy Knowledge in the Context of Postmodernism: Policy Formation in the Postmodern Era]. Ravesh-shenāsī-ye ‘Olūm-e Ensānī (Ḥawzeh va Dāneshgāh), No. 56. [In Persian]
Bhaskar, R. (1998). The Possibility of Naturalism: A Philosophical Critique of the Contemporary Human Sciences. Routledge.
Bhaskar, R. (2015). The Philosophy of Critical Realism. Routledge.
Bhaskar, R. (2020/1399). Vāqe’garā’ī-ye Enteqādī: Falsafeh-ye ‘Elm va ‘Olūm-e Ejtemā’ī [Critical Realism: Philosophy of Science and the Social Sciences] (A. Kiyānī, Trans.). Tehran: ‘Elm Publications. [In Persian]
Bourdieu, P. (1977). Outline of a Theory of Practice. Cambridge University Press.
Bourdieu, P. (1990). The Logic of Practice. Stanford University Press.
Bourdieu, P. (1998). Practical Reason: On the Theory of Action. Stanford University Press.
Bourdieu, P. (2001/1380). Porseshhā-ye Jāme’eh-shenāsī [Questions of Sociology] (N. Fakūhī, Trans.). Tehran: Ney Publishing. [In Persian]
Bourriaud, N. (2009). Altermodern. Tate Publishing.
Callinicos, A. (1999). Against Postmodernism: A Marxist Critique. Polity Press.
Callinicos, A. (2002/1381). Pasā-modernīsm, Naẓarīyeh-ye Enteqādī va Sīyāsat [Postmodernism, Critical Theory and Politics] (H. Bashīrīyeh, Trans.). Tehran: Ney Publishing. [In Persian]
Callinicos, A. (2003). The Revenge of History: Marxism and the East European Revolutions. Polity Press.
Callinicos, A. (2022/1401). Naqd-e Pūst-modernīsm [Against Postmodernism] (A. Farhādī, Trans.). Tehran: Zharf Publishing. [In Persian]
Dean, J., & Passavant, P. (Eds.). (2003). Empire’s New Clothes: Reading Hardt and Negri. Routledge.
Delavari, R. (1996/1375). “Pūst-modernīsm Ya’nī Che?” [What Does Postmodernism Mean?]. Faṣlnāmeh-ye Ḥawzeh va Dāneshgāh, No. 6, 74-82. [In Persian]
Delavari, R. (2025/1404). Kārburd-e Mafāhīm-e Falsafī dar Naẓarīyāt-e Sāzmān va Modīrīyat [The Application of Philosophical Concepts in Organizational and Management Theories]. Tehran: Mirāth-e Farhīkhtegān Publishing. [In Persian]
Farokhnia, B. (2018/1397). “Taḥlīlī Enteqādī bar Re’ālīsm-e Enteqādī-ye Roy Bāskār” [A Critical Analysis of Roy Bhaskar’s Critical Realism]. Faṣlnāmeh-ye Falsafeh-ye ‘Elm, No. 10, 81-102. [In Persian]
Fay, B. (2011a/1390). Pārādīgm-shenāsī-ye ‘Olūm-e Ensānī [Paradigm Analysis in the Human Sciences] (M. Mardīhā, Trans.). Tehran: Pazhūheshkadeh-ye Moṭāle’āt-e Rāhburdī, Dāneshgāh-e Emām Ṣādeq (AS). [In Persian]
Fay, B. (2011b/1390). Falsafeh-ye ‘Elm-e Ejtemā’ī: Yek Rāhyāft-e Chand-farhangī [Contemporary Philosophy of Social Science: A Multicultural Approach] (H. Bashīrīyeh, Trans.). Tehran: Ney Publishing. [In Persian]
Giddens, A. (1984). The Constitution of Society: Outline of the Theory of Structuration. Polity Press.
Giddens, A. (1990). The Consequences of Modernity. Stanford University Press.
Giddens, A. (2008/1387). Sākht-yābī va Jāme'eh-shenāsī [Structuration and Sociology] (M. Sabūrī, Trans.). Tehran: Markaz Publishing. [In Persian]
Giddens, A. (2009). Sociology (6th ed.). Polity Press.
Golabi, F., Boudaghi, A., & Alipour, P. (2015/1394). “Morūrī Taḥlīlī bar Talfīq-e ‘Āmelīyat va Sākhtār dar Andīsheh-ye Pīr Bourdīū” [An Analytical Review of the Integration of Agency and Structure in Pierre Bourdieu’s Thought]. Pazhūheshhā-ye Jāme’eh-shenāsī-ye Mo’āṣer, 4(6). [In Persian]
Habermas, J. (1981). The Theory of Communicative Action (Vol. 1): Reason and the Rationalization of Society. Beacon Press.
Habermas, J. (1987). The Philosophical Discourse of Modernity. MIT Press.
Habermas, J. (1991). The Structural Transformation of the Public Sphere. MIT Press.
Habermas, J. (2004/1383). Goftemān-e Pūst-modern va Modernīteh [Postmodern Discourse and Modernity] (A. Soroush & A. H. Hakīmī-Fard, Trans.). Tehran: Ṭarḥ-e Now Publishing. [In Persian]
Hardt, M., & Negri, A. (2000). Empire. Harvard University Press.
Hatch, M. J. (n.d.). Naẓarīyeh-ye Sāzmān (Modern, Symbolic-Interpretive, and Postmodern Perspectives) (H. Danā’īfard, Trans.). Tehran: Ketāb-e Mehrbān. [In Persian]
Jameson, F. (2011/1390). Pūst-modernīsm: Manteq-e Farhangī-ye Sarmāyeh-dārī-ye Mota’akher [Postmodernism, or, the Cultural Logic of Late Capitalism] (F. Rajaee, M. Mohammadi, & F. Givehchian, Trans.). Tehran: Hermes Publishing. [In Persian]
Jencks, C. (2007). Critical Modernism: Where Is Post-Modernism Going? What Is Post-Modernism? Academy Press.
Khodaverdi, A., & Aliehossaini, A. (2020/1399). “Emkānāt-e Ravesh-shenāsī-ye Sākhtārgerā’ī-ye Takvīnī dar Taḥlīl-e Chigūnagī-ye Sākhteh Shodan-e Andīshehhā” [Methodological Potentials of Genetic Structuralism in Analyzing the Formation of Ideas]. Pazhūhesh-e Sīyāsat-e Naẓarī, No. 27. [In Persian]
Kirby, A. (2009). Digimodernism: How New Technologies Dismantle the Postmodern and Reconfigure Our Culture. Continuum.
Kuhn, T. S. (2010/1389). Sākhtār-e Enqelābhā-ye ‘Elmī [The Structure of Scientific Revolutions] (S. Khākrand, Trans.). Tehran: SAMT Publishing. [In Persian]
Lawson, T. (2003). Reorienting Economics. Routledge.
Lyon, D. (2004/1383). Pasā-modernīteh [Postmodernity] (M. Hakīmī, Trans.). Tehran: Āshiyān Publishing. [In Persian]
Lyotard, J.-F. (2001/1380). Vaz’īyat-e Pūst-modern [The Postmodern Condition] (H. A. Nozarī, Trans.). Tehran: Gam-e Now Publishing. [In Persian]
Moraru, C. (2010). Cosmodernism: American Narrative, Late Globalization, and the New Cultural Imaginary. University of Michigan Press.
Nealon, J. (2012). Post-Postmodernism: Or, the Cultural Logic of Just-in-Time Capitalism. Stanford University Press.
Rahman-Sarasht, H. (2023/1402). Te’orīhā-ye Sāzmān va Modīrīyat az Tajaddodgerā’ī tā Pasā-tajaddodgerā’ī [Organizational and Management Theories: From Modernism to Postmodernism]. Tehran: Dorān Publishing. [In Persian]
Rangriz, H. (2023/1402). Naẓarīyeh-ye Sāzmān (Pīsh-modern, Modernīst, Symbolic, Interpretive, and Postmodern). Tehran: Ketāb-e Mehrbān. [In Persian]
Rorty, R. (1989). Contingency, Irony, and Solidarity. Cambridge University Press.
Rorty, R. (1991). Objectivity, Relativism, and Truth: Philosophical Papers. Cambridge University Press.
Rorty, R. (2000). Philosophy and Social Hope. Penguin.
Rorty, R. (2005/1384). Falsafeh va Āyeneh-ye Ṭabī’at [Philosophy and the Mirror of Nature] (Y. Abāzarī et al., Trans.). Tehran: Ṭarḥ-e Now Publishing. [In Persian]
Seddighi, B. (n.d.). “Te’orī-ye Sākht-yābī-ye Āntūnī Gīdenz: Pāyāmadhā-ye Te’orīk va Ravesh-shenākhtī va Kārburd-e ‘Amalī-ye Ān dar Jāme’eh-shenāsī” [Anthony Giddens’s Structuration Theory: Theoretical and Methodological Implications and Practical Applications in Sociology]. Pazhūhesh-e Ejtemā’ī, 3(9). [In Persian]
Tohidfam, M., & Hosseinian Amiri, M. (2009/1388). “Talfīq-e Konesh va Sākhtār dar Andīsheh-ye Gīdenz, Bourdīū va Hābrmās va Ta’thīr-e Ān bar Jāme’eh-shenāsī-ye Jadīd” [The Integration of Agency and Structure in the Thought of Giddens, Bourdieu, and Habermas and Its Impact on Contemporary Sociology]. Pazhūhesh-nāmeh-ye ‘Olūm-e Sīyāsī, 4(3), No. 15. [In Persian]
Toulmin, S. (2007/1386). Fahm-e ‘Elm: Goftogū’ī dar bāreh-ye Mabānī-ye Falsafī-ye ‘Elm-e Modern [The Understanding of Science: An Inquiry into the Philosophical Foundations of Modern Science] (H. Afshār, Trans.). Tehran: Markaz Publishing. [In Persian]
Wilber, K. (1993). The Spectrum of Consciousness. Quest Books.