تحلیل ارزشیابی رئالیستی مبتنی بر منطق فلسفی رئالیسم انتقادی توسط رَی پاوسون و نیک تیلی شکل گرفته، و توسط دیگران توسعه داده شده است. تحلیل ارزشیابی رئالیستی، دیگر تحلیل های ارزشیابی از جمله آزمایشی، برساخت گرایی، پراگماتیستی و کثرتگرایی را نقد میکند، و معتقد است، این ارزشیابیها نمیتوانند، مکانیزمهای اصلی فعال کننده پیامد را در ارزشیابی سیاستها و برنامهها شناسایی کنند. ارزشیابی آزمایشی با تاکید بر توالی متغیر X و سپس Y، توجهای به مکانیزمی که برنامه در زمینه اجتماعی ندارد. کنترل زمینه، به معنای حذف استعدادها و ظرفیتهای است که کنشگران با ورود برنامه آن را از دست میدهند. در تحلیل ارزشیابی رئالیستی از ترکیب مداخله-مکانیزم-زمینه-پیامد استفاده میشود. برنامهها با ورود به زمینه باعث فعال شدن (و نشدن) مکانیزمها و فرایندهای میشوند که دست آخر، قرار است پیامد مورد نظر برنامه را رقم بزند. از نگاه اینان برنامهها، ایدهها و مفروضاتی در خود دارند که در مورد زمینه و تعامل آن مکانیزمهای مد نظر است. اگر برنامهای شکست بخورد، ارزشیابان با بررسی و اصلاح تئوری موجود در برنامه و سیاست آن را پالایش میکنند. ارزشیابان در تعامل مستمر با سیاستگذاران، مجریان و مشارکتکنندگان، تئوری برنامهها را اصلاح و دائما آن را پالایش، و برای اقدام بعدی در شرایط بهتری قرار میدهند.