تبارشناسی «اعتراف»: از نمایش توبه تا انسان نمایشگر

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسنده

پژوهشگاه علوم انسانی

چکیده

مقاله حاضر با تکیه بر رویکرد تبارشناسانه میشل فوکو، دگرگونیِ «آیین اعتراف» را در چهار مرحله تاریخی بررسی می‌کند: «نمایش توبه» در قرون اولیه مسیحیت ، «آزمون وجدان و اعتراف» در قرون وسطی، «روش کاتارتیک فروید» در اواخر قرن نوزدهم و سرانجام ظهور «انسان نمایشگر» در عصر شبکه های اجتماعی دیجیتال قرن بیست و یکم. استدلال اصلی مقاله این است که در عصر مسیحیت، اعتراف از آیینی بیرونی و جمعی به یک تکنیک خود تبدیل شد که سوژه را به گفتن بی‌وقفه حقیقت خود فرا می‌خواند. با آغاز دوره مدرن و کنار رفتن مسیحیت، تکنیک آزمون وجدان و اعتراف از بین نرفت بلکه به اشکال دیگری خود را نشان داد . در ادامه مقاله به دو مورد از بکارگیری تکنیک اعتراف در قرن های بیستم و بیست و یکم اشاره می کنیم: «روش کاتارتیک » فروید در روانکاوی و «انسان نمایشگر» در عصر دیجیتال.

روانکاوی فرویدی وارث ساختار یکطرفه کشیش-معترف است؛ اما با گسترش شبکه های مجازی این ساختار گسترش می یابد و به «انسان نمایشگر» تبدیل می شود. انسانی که نه از سر اجبار، که با میلی خودخواسته خصوصی‌ترین زوایای زندگی‌اش را نه در برابر یک فرد –کشیش یا روانکاو- بلکه در برابر توده‌ای از نگاه‌ها به نمایش می‌گذارد. مقاله نشان می‌دهد که این رویت پذیری خودخواسته، آزادی کنش و اندیشه سوژه را تقویت نمی‌کند، بلکه او را در چنگال سازوکارهای تازه‌ای از انقیاد، از جمله «سرمایه‌داری نظارتی» و الزام به دیده‌شدن، گرفتار می‌سازد و بنظر می رسد که بازگشت به «مراقبت از خود» و حقِ سکوت به‌مثابه شکلی از مقاومت در برابر اجبار به اعترافِ دائمی یکی از گزینه های مهم رهایی از این وضعیت باشد.

کلیدواژه‌ها