روش تحلیل «متن محور»؛ فلسفه ورزی ویتگنشتاین

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسنده

عضو هیات علمی

10.30471/mssh.2025.10157.2547

چکیده

با وجود اینکه استخراج آراء یک متفکر و تحلیل و ارزیابی آن اهمیت دوچندانی دارد اما این امر همواره با یکی از مهمترین چالش های روش شناختی مواجه است که نسبت فهم و برداشت مستنبِط(تحلیلگر) از مستنبَط(متن) چگونه بوده و وی با کدام روش و الگوئی به چنین استنباطی دست یافته است؟ این مقاله درصدد ارائۀ روشی برای حل چنین چالشی است؛ الگوئی «متن محور» که بتواند ضمن دوری از جزئی‌نگری‌های رایج، مولفه‌های گوناگون یک مکتب یا ایدۀ فلسفی را کنار یکدیگر قرار داده و سپس آنها را در یک نظام مندی خاص گردهم آورد.

نکتۀ قابل توجه اینکه فلسفه ورزی از سوئی بدون بنیاد مطالعات روش‌شناختی، و از سوی دیگر همچنین بدون فهم ریشه‌های روان‌شناختی آن شدنی نیست؛ یعنی برای شناخت مولفه های یک مکتب یا ایدۀ فلسفی و علاوه برآن، تنظیم ساختاری نوین برای فلسفیدن، توامان به این دو امر نیاز داریم. تلاش برای فهم و تحلیل هر مکتب یا ایدۀ فلسفی وابسته به فهم ریشه‌های روان‌شناختی چگونگی فلسفه‌ورزی و هرآینه مطالعات روش‌شناختی پیرامون آن است. از این‌رو چنانچه بخواهیم برای نحوۀ فلسفه‌ورزی و حتی نقد یک مکتب یا ایدۀ فلسفی، به تنظیم ساختاری پژوهشی اقدام کنیم

دیدگاه ویتگنشتاین در این مقاله بر مبنای یکی از آثار وی مورد توجه قرار گرفته تا راهی برای تحلیل و نقد دقیق آن معرفی شود. این مدل چهارمرحله‌ای از تجزیۀ مسأله‌مند متن، آغاز و تا ترکیب مسأله‌مند گزاره‌ها پیش می‌رود و سپس به تحلیل روش شناختی و استنباط دستاوردها آنهم ناظر به متن مسائل علوم انسانی در جامعه، مبادرت می‌ورزد.

کلیدواژه‌ها