نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس مرکز پژوهش های مجلس

2 استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران

10.30471/mssh.2022.8401.2305

چکیده

چارچوب والراسی در تبیین زیربنای «ارزش اقتصادی» اگرچه ترجیحات کنشگران اقتصادی را وارد محاسبات خود می‌کند اما ازآنجاکه این ترجیحات را ثابت، رتبه‌بندی‌شده و غیرمرتبط با کنش سایر انسان‌ها در نظر می‌گیرد در نهایت مقادیری از ارزش را به کالاهای مختلف نسبت می‌دهد که این مقادیر را می‌توان ارزشِ انضمامی کالاها تلقی کرد. در این نگاه، پول موجودیتی ثانویه تلقی شده که به‌عنوان یک «واسطه خنثی» مبادله کالاهای واجد ارزش‌های ذاتی را تسهیل می‌کند. در این پژوهش، در راستای ارائه تبیینی بدیل از ارزش و پول، رویکردی جامعه‌شناسانه مورد استناد قرار گرفته است؛ سؤال مشخص پژوهش حاضر آن است که آیا هر کالا، واجد یک ارزش ذاتی و بنیادینِ یکتا است؛ با استفاده از روش کتابخانه‌ای و اسنادی، فهمی جامعه‌شناسانه از انسان اقتصادی ارائه شده است به‌گونه‌ای که چنانچه کنش انسان در بستر جامعه مورد تحلیل قرار گیرد نتایجی ماهیتاً متفاوت به دست خواهد آمد. نتیجه پژوهش آن است که ارزش، واقعیت عینیِ مجزا از مبادله و ویژگی ذاتی کالا محسوب نمی‌شود بلکه ارزش، انگاره‌ای ذهنی و برخاسته از کنش و قضاوت جمعی است. پول است که می‌تواند ارزش‌گذاری کالاها را تجسم ملموس داده و از طریق ارجاع به مجموعه قیمت‌ها، مبادلات بازاری را میسر کند. ویژگی پول آن است که به مفهوم ارزش اقتصادی، تجسم فیزیکی می‌دهد و متعاقب آن، بازارها متولد می‌شوند دلالت اصلی پژوهش:این‌گونه نیست که هر کالا، واجد یک ارزش ذاتی و بنیادینِ یکتا باشد.

کلیدواژه‌ها