نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار تاریخ- پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

2 دانشجوی دکترای پژوهشکده امام خممینی و انقلاب اسلامی

10.30471/mssh.2022.8339.2298

چکیده

تاریخ‌نگاری سندمحور، رویکردی خُرد و جزءنگر به پدیدارهای تاریخی دارد. این رویکرد، واکنشی به ناامیدی از روایت-های کلان از تاریخ است که به نادیده انگاشتن سهم عمده‌ای از عناصر تاریخی اقوام در راستای یکسان‌سازی تحلیل-ها، می‌انجامد. پژوهش حاضر پاسخ به پرسشی در زمینه شیوه‌ها، موارد استفاده و جایگاه‌ این دست از اسناد در میان مراجع تاریخی است. بازنمایی اهمیت و اولویت اسناد خاندانی در مطالعات جامعه‌شناختی مورد رجوع این مطالعه می-باشد که می‌تواند منجر به تردید در برخی پیش‌فرض‌ها یا ‌انگاره‌های مورد پذیرش محققان گردد. ارائه شواهد و اسناد جدید و تفسیر آنها در این مطالعه پابه‌پای یکدیگر به پیش می‌روند و کوشش گردیده تفسیری نو از این اسناد ارائه شود. روش مطالعه در این پژوهش توصیفی و تحلیلی بر مبنای منابع کتابخانه‌ای و استخراج داده‌های متنی اسناد خاندانی است که با ارائه رهیافت‌های علمی واکاوی و سعی در توصیف الزامات و چالش‌های پیش‌روی محققان این حوزه دارد. تاریخ‌نگاری مبتنی بر اسناد خاندانی به دریافت داده‌های تاریخی و فرهنگی که به ندرت در تواریخ و اسناد حکومتی و رسمی حضور داشته و کمتر در تیررس نقد و شناخت مورخان هستند، کمک می‌کند و کاوش در تبارشناسی اسنادی خاندان‌ها و یاری در ایجاد و توصیف اطلس تاریخی قوم‌نگارانه را وجه عمل خود قرار می‌دهد. در نهایت، این پژوهش در حوزه روش‌شناسی کاربردی قرار می‌گیرد و می‌کوشد شیوه‌های برخورد و استفاده از داده‌های تاریخی و قومی اسناد خاندانی را تمرین کند.

کلیدواژه‌ها